تبليغاتX
گل بارون زده

گل بارون زده
یک لحظه با تو بودن دنیای خاطرات است...شطرنج سینه ی من دور از تو کیش و مات است


 

 

 

تاریخ تولد یک بهانه ست تا فراموش نکنی آمدنت را

 

 

شکایت دیروزم:

من شکایت دارم از روزی که دنیا آمدم

بی خبر بی میل خود تنها به اینجا آمدم

بی خبر زندانی دنیا شدم آخر چرا؟!

من مگر گفتم خدا میخواهم این ویرانه را؟!

 

 

دلهره ی امروزم:

می ترسم

از بزرگ شدن

از تکرار شدن

از روزهای تلخ و تلخ تر!

 

 

تصمیم فردایم:

من سیاهی را نه موقت، سه طلاقه کردم و هرچه صفحه ی درد و غم و هجر و ناکامی بود زیر پا له کردم، همتی لازم بود نه بلند! تا بروبم به سرانگشت امید خاک یاس را از دل ، گرچه شب تاریک است و تاریکتر از آن دل آدمها بود ، اما من سیاهی را نه موقت، سه طلاقه کردم!

 

 

ثبت هيجان يک هم آغوشي
نطفه اي زاييده ي يک عشق

به همين سادگي!

مرسي از اينکه منو به اين دنياي کثيف لعنتي آوردين!

 

khatereha

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387 20:30 توسط ღღ گل بارون زده ღღ |